محمد تقي جعفري

176

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى شبسترى و مىگويند : خراميدن لاجوردى سپهر همان گرد گرديدن ماه و مهر مپندار كز بهر بازيگريست سراپرده اى اين چنين سرسريست در اين پرده يك رشته بيكار نيست سر رشته بر ما پديدار نيست براى كسى كه در اين دنيا در خواب خرگوشى فرو نرفته است ، بيدارى دستى كه گهواره اش را مىجنباند ، كاملا پيدا است . و براى كسى كه از خواب خرگوشى رؤياهاى دلپذير و آرمانهاى زندگى را مىجويد ، نه تنها گردانندهء گهواره اش را بيدار نمىبيند ، بلكه حتى انسانهاى بيدار را كه همهء لحظات زندگى خود را در اين سراى بيدار و بيدارى بخش سپرى ميكنند ، بخواب - رفتگانى مىدانند كه فريادهاى « هشيار باشيد » ، « بيدار باشيد » ، « آگاه باشيد » آنانرا هذيانهاى خواب آلودگان تلقى ميكنند . بله ، چون شما سوى جمادى مىرويد آگه از جان جمادى كى شويد جمله اجزا در تحرك در سكون ناطقان كانا اليه راجعون ذكر تسبيحات اجزاء نهان غلغلى افكنده در اين آسمان جمله اجزاء زمين و آسمان با تو مىگويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هوشيم با شما نامحرمان ما خامشيم خامشيم و نعرهء تكرارمان مىرود تا پايتخت يارمان مولوى براى كسى كه واقعاً از عشق برين برخوردار است ، چه سكونى و چه خوابى مگر كشش عشق برين كه او را در جاذبهء كمال به تكاپو در مىآورد ، مجالى به خواب و مستى مىدهد براى كسى كه فرا رسيدن ساعت تجسم گفتار و كردارهاى زشتس حتمى است ، چگونه مىتواند دست از پاك كردن درون از